تمامِ سرمایه ی زندگی - تاریخ: 1396/1/5 ساعت: 18:56
ساعت ۵:۰۵ بارون میباره... مثلِ همه ی وقتایی که دلم می گیره... کی مقصره؟! کی باید محکوم بشه؟! کی مسببِ این چشم های بارونیه؟! دل، شکستن نداره! دیگه چقدر باید بگذره و چی باید بشه تا بفهمی؟! یه چیزی هست که امید خطابش می کنند... یه وقتایی تمامِ سرمایه ی زندگیت میشه همون یه چیز... و من هنوز امیدوارم :)
همینطوری :) - تاریخ: 1396/1/5 ساعت: 18:56
لذتی که در درس خوندن اونم ساعتِ ۵ صبح هست در خواب نیست! مخصوصاً اگه با صدای بارونی که میزنه به شیشه ی اتاق همراه باشه :) حالا اگه درصدِ آزمون هایی که از خودت میگیری از ۵۰ شروع بشه و تا شب به ۱۰۰ برسه که دیگه حرف نداره :) چند وقته یه موجودِ کوچولو واردِ زندگیم شده که حکمِ مادرش رو دارم! :) میتونم ص
بهترین عیدی :) - تاریخ: 1396/1/3 ساعت: 6:03
یکی میگفت: قرار نیست حال مون خوب باشه! قراره حال مون خوب بشه! وقتی حالِ کسی رو خوب کنی قطعاً و حتماً و یقیناً حالِ خودت هم خوب میشه :) بهترین عیدیِ امسالم رو از یکی از بلاگرای نه چندان آشنا ولی مهربون گرفتم... وقتی شبِ عید پنلِ مدیریت رو باز کردم و بینِ کامنت ها چشمم خورد به یه کامنتِ حال خوب کن :)
حالِ خوب بالاتر از این؟! - تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 0:13
مثلاً دلت گرفته باشه... یه شیشه گلاب بخری... بری مزارِ شهدای گمنام... خیره بشی به تک تکِ سنگِ قبر هایی که مشخص نیست مالِ کیه... بشینی کنارشون... چادرت رو بکشی روی صورتت... از تهِ دل گریه کنی... این اشک ها سنگینند... به اندازه ی بارِ گناهانت... ولی وقتی از روی گونه هات چکیدند... سبک میشی... اونقدر ک
قرار به وقتِ نوروز - تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 0:13
همه ی حرفام رو گفتم... فقط فی البداهه ست! در نتیجه درهمه... هر چی به ذهنم رسید گفتم دیگه :) ترجیح دادم تصویر هم دست نوشته ی خودم باشه تا پست کاملاً حواگونه باشه :) متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نم
شما چی میخواید؟! :) - تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 4:16
همه ی ما آدم ها کلی آرزو داریم که دوست داریم بهشون برسیم! اصلاً زندگی می کنیم، تلاش می کنیم، سختی های مختلف رو تحمل می کنیم که به این آرزو ها برسیم! و امید به اینکه یه روزی بهشون برسیم ما رو زنده نگه میداره! اما یه سوال... اگه خدا به شما بگه لحظه ی سال تحویل من میخوام یکی از آرزو هاتون رو برآورده
یک فنجان چای مهمانِ من باش - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 18:26
یه وقتایی تنها کاری که از دستت برمیاد اینه که سکوت کنی با اینکه پر از حرفی :) . . . پنجره باز است نسیم خنکی در حالِ وزیدن است . . . فقط به اندازه ی یک فنجان چای مهمانِ من باش
بدبینی تا چه حد؟! - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 18:26
وقتی درباره ی اعتقاداتم پست میذارم، انتظارش رو دارم که بین کامنت ها، ۳ یا ۴ کامنتِ مخالف باشه! همیشه هم اینطور بوده! کسانی که بعد از خوندن این مدل پست ها توهین کردن و لغو دنبال زدن و رفتن! تا جایی که بتونم با حفظِ احترام جوابِ توهین هاشون رو میدم و اگه لازم باشه یه وقتایی سکوت می کنم! این توهین ها و
سهمِ من از تو... - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 18:26
سهمِ امسالِ من از تو... شنیدنِ صدای نقاره های حرمت پشتِ گوشی... و چرا وقتی باید دعا کنم لال می شوم و گریه می کنم؟! و چه می شود اگر منِ گناهکار را هم ثانیه ای به بارگاهت راه بدهی؟! و که میداند و میتواند درک کند حجمِ دلتنگی و بغض و آشفتگیِ شش ساله ام را؟!
غارِ علی صدر کجاست؟! :/ - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 18:26
مامان: غارِ علی صدر کجاست؟!داداش: اصفهان مامان: بله؟! :/ داداش: شیراز نیست؟! مامان: o_O داداش: استانِ گلستان مامان: غارِ علی صدر گلستانه؟! :/ داداش: فهمیدم یزده مامان: اولش "ه" داره داداش: آها... فهمیدم... هرمزگانه مامان: محممممممممددددددد خاموش کن اون تلوزیونو... + نتیجه ی اخلاقی: هیچگاه از کودکان
آمِنوا - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 23:32
همین الان توی یه وبلاگ خوندم "کاش خدایی بود و صدایش می کردم" دارم به این فکر می کنم که ممکنه خدا هم بگه کاش بنده ای بود و صدایم را می شنید . . . «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا» . . . ایمان بیاورید که هست
ما به هم محکومیم - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 23:32
ما به هم محکومیم مثلِ مثلِ عیسی به صلیب مثلِ مثلِ مریم به مسیح مثلِ آدم و حوا به سیب + من هستم و سیب و جایِ خالیِ تو که در راهی...
اشک هایت خریدارِ جانِ من است - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 23:32
تب داری... شدید... داری می سوزی... مامان میاد بالا سرت... با یه دستش دستت رو می گیره و با اون یکی دستش پیشونیت رو که مثلِ کوره در حالِ سوختنه لمس می کنه... ولی تو اونقدر حالت بده که نمی تونی چشمات رو باز کنی و ببینیش... یهو یه حسِ
تاب بازی دوست داری جانِ دلِ حوا؟! :) - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 17:43
خط خطیِ شماره ۱ دلم می خواهد دستِ کودک درونم را بگیرم و با هم برویم به همان پارکی که خیلی دوستش دارد. من او را روی تاب بنشانم. همه ی توانم را در نوکِ انگشتانم جمع کنم و هلش بدهم. آنقدر که با خنده جیغ بکشد و بگوید "آرام تر، میفتم ها". بگویم نترس عزیزکم، حواسم هست. و او با شنیدنِ این جمله خیالش راحت ش...
پیانو وار دوستت دارم :) - تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 20:02
مامانم میگه از وقتی متوجه شدم چپ دستی همیشه مداد رو به دستِ راستت میدادم تا عادت کنی با اون بنویسی! و اونقدر این کار ادامه پیدا کرد که رسماً راست دست شدم... در واقع میشه گفت بنده یک عدد چپ دستِ راست دستم! حتماً میدونین که چپ دست ها نیمکره ی راستِ مغزشون فعال تره و راست دست ها نیمکره ی چپِ مغزشون... ...
الیس الله بکاف عبده :) - تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 20:02
بهترین حسِ دنیا حسِ رضایت از خودمون و کارهاییه که انجام دادیم... به سالِ گذشته ی خودم که نگاه می کنم نه تنها بخاطرِ کارهایی که کردم احساسِ پشیمونی نمیکنم، خیلی هم خوشحال میشم و لبخند میزنم... اونی که باید موفق میشد، شد و من دقیقاً همین رو می خواستم :) بعدش مهم نیست... به شدت معتقدم اگه خدا یه چیزی ر...
شکلات پیچ :/ - تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 20:02
به من میگه شکلات پیچ و من همچنان لبخند میزنم :) . . . نمیتونی عصبانی کنی منو... نمیتونی...
لایقِ اسمِ شما نبودم... - تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 20:02
همیشه دوست داشتم نامم فاطمه باشد ولی فاطمه بودن و فاطمه ماندن لیاقت می خواهد که من نداشتم
این جماعتِ عاقل - تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 20:02
مامان: اون چیه توی دستت؟! من: بستنیِ معجون ^_^ مامان: توی این سرما؟! دیوانه شدی دختر؟! :/ من: بگذار بینِ این جماعتِ عاقل، من دیوانه باشم :) + شاید زمزمه کردنِ اشعارِ مولانا و غرق در افکارِ خودم بودن هنگامِ عبور از پیاده رو های شهر، از نگاهِ مردمی که از کنارشان عبور می کنم دیوانگیِ محض باشد. چه کسی م...
خوشحالی بدونِ مرز :)) - تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 20:02
وقتی بعد از یک صفحه ی A4 نوشتن، مسئله حل میشه :) + وقتی به تنه ی درخت می بندنت و با تیر و کمان نشونه می گیرن تو رو... وقتی بعد از خوردنِ تیر وسطِ قلبت دستت رو میذاری روی شونه ش و یا علی میگی و به زندگیت ادامه میدی... وقتی اونقدر بهش اعتماد داری که مطمئنی حواسش بهت هست... اونوقت با کوچکترین اتفاقات ل...

برچسب‌های مرتبط

من از این درد خسته شدم | من از این دنیا چی میخوام | من از این شهر میرم | جاتون خیلی خالیه | به خودت برس | به خودت برس به انگلیسی | به خودت برس شاهین اس تو | من کمی تا قسمتی سانسور نشده | خیلی خیلی خنده دار | خیلی خیلی ترسناک